فاصله در موسیقی چیست؟ قبل از آن لطفاً به این چند سؤال پاسخ دهید: تابهحال با شنیدن یک آهنگ گریه کردهاید؟ برایتان پیشآمده وقتی یک موزیک پخش میشود، احساس شادی در شما ایجاد شود؟ حالت رقص یا حالت غرور و حماسی چطور؟ تمام آهنگهایی که تابهحال شنیدهاید، از هفت نت دو، ر، می، فا، سل، لا و سی ساخته شدهاند؛ اما دلیل اینهمه تفاوت در احساس آهنگهای مختلف چیست؟ در یککلام میتوان گفت که همه اینها بهخاطر فواصل نتها هستند. به زبان ساده، تمام حس و حالی که از شنیدن یک قطعه موسیقی به شما دست میدهد، به دلیل نحوه انتخاب فاصله نتها در آن قطعه است. اگر شما هم با مفهومی به نام فاصله در موسیقی آشنایی ندارید، حتماً این مقاله را تا انتها بخوانید.

- آشنایی با مفهوم فاصله در موسیقی
- واحد اندازهگیری فاصله در موسیقی
- نامگذاری فاصلهها
- انواع فاصله در موسیقی
- ۱. انواع فاصله از نظر نحوه شنیدهشدن (زمان)
- ۲. انواع فاصله از نظر وسعت (تعداد نتها)
- ۳. انواع فاصله از نظر کیفیت
- ۴. فاصله دیاتونیک و کروماتیک
- معکوس فاصلهها
- تشخیص فاصله با گوش
- کاربرد فاصلهها در ملودی
- نقش فاصله در هارمونی و آکورد
- جمعبندی
در ادامه درباره نتها و مفهوم فاصله صوتی، واحد اندازهگیری فاصله، روشهای نامگذاری انواع فاصله از نظر تعداد و کیفیت، تفاوت فاصلههای ساده و مرکب، مفهوم فاصلههای ملودیک و هارمونیک، معکوس فاصلهها، کاربرد فاصله در ملودی و همچنین نقش فاصله در هارمونی و آکورد صحبت میکنیم تا تصویر روشنی از این مبحث شکل بگیرد. اگر میخواهید بدانید فاصله در موسیقی دقیقاً چیست و چگونه تشخیص داده میشود و چرا یادگیری آن تأثیر مستقیمی بر شنیدن و اجرای بهتر دارد تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.
آشنایی با مفهوم فاصله در موسیقی
فاصله در موسیقی یکی از پایهایترین مفاهیمی است که بدون شناخت آن درک ملودی، هارمونی و ساختار کلی موسیقی دشوار میشود؛ به همین دلیل در این مقاله قصد داریم این مفهوم را بهصورت کامل و مرحلهبهمرحله بررسی کنیم.
در موسیقی، وقتی از فاصله حرف میزنیم، منظورمان مقدار دوری یا نزدیکی دو نت از نظر زیروبمی (فرکانس) است.
برای درک بهتر جمله بالا، این مثالها را در نظر بگیرید:
مثال اندازهگیری قد دو نفر: اگر یکی ۱۶۰ سانتیمتر و دیگری ۱۷۰ سانتیمتر باشد، فاصله قد آنها ۱۰ سانتیمتر است. در موسیقی نیز نتها مانند پلههای یک نردبان هستند و فاصله میان آنها، میزان بالا یا پایینرفتن از یک نت تا نت بعدی را نشان میدهد.
بهعنوانمثال، اگر نتهای موسیقی را به ترتیب «دو، ر، می، فا، سل، لا، سی» در نظر بگیریم برای شمردن فاصله، همیشه از خودِ نت اول شروع میکنیم:
- فاصله اول: از «دو» تا خودِ «دو».
- فاصله دوم: از «دو» تا «ر». (چون دو تا نت شمردیم: ۱. دو، ۲. ر)
- فاصله سوم: از «دو» تا «می». (۱. دو، ۲. ر، ۳. می)
- فاصله پنجم: از «دو» تا «سل». (۱. دو، ۲. ر، ۳. می، ۴. فا، ۵. سل)
وقتی صدا از بم به زیر یا از زیر به بم حرکت میکند گوش انسان تفاوت میان این صداها را احساس میکند و همین تفاوت پایه شکلگیری فاصله را میسازد. فاصله در موسیقی به اختلاف زیروبمی میان دو نت گفته میشود و این اختلاف میتواند کم یا زیاد باشد. اگر دو نت بسیار به هم نزدیک باشند فاصله کوچک شنیده میشود و اگر اختلاف آنها زیاد باشد فاصله بزرگ احساس میشود.
درک درست مفهوم فاصله صوتی کمک میکند ملودیها واضحتر شنیده شوند و گوش موسیقایی تقویت شود. این موضوع پایه بسیاری از مباحث بعدی تئوری موسیقی است و بدون فهم آن یادگیری ادامه مسیر دشوار میشود.

واحد اندازهگیری فاصله در موسیقی
حالا که مفهوم کلی فاصله را متوجه شدید، بیایید دقیقتر بررسی کنیم که چطور این فاصلهها را اندازه میگیرند. در موسیقی، برای اندازهگیری فاصله بین دو نت، از دو واحد اصلی استفاده میکنیم: پرده و نیمپرده.
۱. نیمپرده (Half Step / Semitone)
نیمپرده کوچکترین واحد اندازهگیری فاصله در موسیقی کلاسیک غربی است.
- روی پیانو: فاصله هر کلید تا دقیقاً کلید بعدی (چه سفید باشد چه سیاه)، یک نیمپرده است.
- روی گیتار: فاصله هر «فرت» (خطهای فلزی روی دسته) تا فرت بعدی، یک نیمپرده است.

۲. پرده (Whole Step / Tone)
هر پرده از ترکیب دو نیمپرده تشکیل میشود.
اگر روی پیانو یا گیتار، دو پله (دو نیمپرده) جلو بروید، در واقع یک پرده جابهجا شدهاید. وقتی دو نیمپرده را کنار هم میگذاریم، یک پرده کامل یا «whole tone» ساخته میشود.
به بیان ساده، فاصله نتها را با تعداد نیمپردهها یا پردهها میسنجیم. این واحد به نوازنده کمک میکند تا دقیق بفهمد برای رسیدن از یک نت به نت دیگر، چند قدم باید بالا یا پایین برود.

نامگذاری فاصلهها
حالا که متوجه شدید فاصلهها را با پرده و نیمپرده اندازه میگیریم، نوبت به اسم گذاشتن برای آنها میرسد. در موسیقی، نامگذاری فاصلهها از یک اسم (عدد) و یک صفت (کیفیت) تشکیل میشود.
برای اینکه گیج نشوید، این دو مرحله را به ترتیب دنبال کنید:
مرحله اول: تعیین عدد (اسم فاصله)
این عدد فقط بر اساس تعداد نتهایی است که میشماریم (بدون توجه به دیز یا بمل بودن آنها).
- دوم: از «دو» تا «ر»
- سوم: از «دو» تا «می»
- چهارم: از «دو» تا «فا»
- پنجم: از «دو» تا «سل»
- ششم: از «دو» تا «لا»
- هفتم: از «دو» تا «سی»
- هشتم (اکتاو): از «دو» تا «دویِ» بعدی
مرحله دوم: تعیین کیفیت (صفت فاصله)
چون ممکن است تعداد نیمپردهها در یک فاصله عددی تغییر کند (مثلاً از دو تا می، یا از دو تا می بمل فرق دارد)، از صفتها استفاده میکنیم. پرکاربردترین صفتها اینها هستند:
۱. فواصل بزرگ (Major) و فواصل کوچک (Minor)
این دو صفت فقط برای فاصلههای دوم، سوم، ششم و هفتم به کار میروند و به تعداد نیمپردههای بین دو نت مربوط هستند.
فاصله بزرگ زمانی به وجود میآید که فاصله بین دو نت در حالت طبیعی و استاندارد خود قرار داشته باشد و معمولاً حس روشنتر و شادتری ایجاد کند. اگر از همین فاصله بزرگ، یک نیمپرده کم شود، فاصله کوچک شکل میگیرد که معمولاً حال و هوایی ملایمتر یا غمگینتر دارد.
برای مثال، فاصله بین نت «دو» تا «می» شامل دو پرده کامل است و به آن «سوم بزرگ» گفته میشود. حال اگر نت «می» را نیمپرده پایین بیاوریم و به «می بمل» تبدیل کنیم، فاصله بین «دو» و «می بمل» یک نیمپرده کمتر میشود و این فاصله را «سوم کوچک» مینامیم.
۲. فواصل درست (Perfect)
این صفت مخصوص فاصلههای اول، چهارم، پنجم و هشتم است. این فاصلهها بهقدری در گوش ما مطبوع و صاف هستند که به آنها فواصل درست میگوییم.
برای مثال، فاصله بین نت «دو» و «سل» همواره «پنجم درست» نام دارد و این نامگذاری مستقل از بافت ملودی یا قطعه موسیقی باقی میماند.

۳. فواصل کاسته و افزوده
علاوه بر فاصلههای بزرگ، کوچک و درست، دو نوع فاصله دیگر داریم که کاسته و افزوده نام دارند. فاصله کاسته و افزوده در موسیقی زمانی به وجود میآیند که فاصلههای شناختهشده را کمی کوچکتر یا بزرگتر کنیم و بیشتر در تحلیل موسیقی و درک هارمونی کاربرد دارند.
فاصله کاسته زمانی به وجود میآید که از یک فاصله درست یا کوچک، یک نیمپرده کم شود. برای نمونه، فاصله «سی» تا «فا» به طور معمول یکپنجم کاسته بهحساب میآید، زیرا نسبت به پنجم درست یک نیمپرده کوچکتر است.
در مقابل، فاصله افزوده زمانی شکل میگیرد که به یک فاصله درست یا بزرگ، یک نیمپرده اضافه شود. برای مثال، فاصله «دو» تا «سل» یکپنجم درست است. اگر نت «سل» را نیمپرده زیرتر کنیم و به «سل دیز» برسیم، فاصله میان «دو» و «سل دیز» به پنجم افزوده تبدیل میشود.
این نوع فاصلهها معمولاً حس ناپایداری و تنش بیشتری ایجاد میکنند و در موسیقی نقش مهمی دارند.
انواع فاصله در موسیقی
برای اینکه دستهبندی فاصلهها در ذهن شما کاملاً مرتب شود، میتوانیم آنها را از سه زاویه مختلف دستهبندی کنیم. این جامعترین و درعینحال سادهترین روش برای درک انواع فاصله است:
۱. انواع فاصله از نظر نحوه شنیدهشدن (زمان)
این دستهبندی به این برمیگردد که نتها همزمان اجرا میشوند یا پشتسرهم:
فاصله ملودیک
این فاصله زمانی شکل میگیرد که دو نت بهصورت متوالی و پشتسرهم نواخته یا خوانده شوند، درست مانند کلماتی که در یک جمله ادا میکنیم تا معنایی را برسانند. در واقع، فاصله ملودیک واحد سازندهٔ خط ملودی یا همان فرازوفرودهای یک آهنگ است که گوش ما آنها را بهصورت یک مسیر افقی دنبال میکند. این فاصلهها صعودی (از بم به زیر) یا نزولی (از زیر به بم) هستند و تمرکز اصلی آنها بر ایجاد حرکت، ریتم و روایت در موسیقی است.
فاصله هارمونیک
این فاصله زمانی به وجود میآید که دو نت دقیقاً در یکلحظه و به طور همزمان شنیده شوند، بهطوریکه صداها درهمآمیخته شده و یک ستون صوتی واحد را تشکیل دهند. در نتنویسی، این نتها بهصورت عمودی رویهم قرار میگیرند و در شنیدن، بهجای تشخیص یک مسیر، گوش ما کیفیت و رنگ ترکیب آن دو صدا را دریافت میکند. فاصلههای هارمونیک پایهٔ اصلی ساخت آکوردها و چندصدایی هستند و نقشی کلیدی در ایجاد احساساتی مثل آرامش (در فاصلههای مطبوع) یا تنش و اضطراب (در فاصلههای نامطبوع) ایفا میکنند.
۲. انواع فاصله از نظر وسعت (تعداد نتها)
در تئوری موسیقی، وقتی از وسعت حرف میزنیم، منظورمان این است که دهانه یا عرض فاصله چقدر باز شده است. در اینجا این دودسته را با جزئیات بررسی میکنیم:
فاصله ساده
این فاصلهها حداکثر تا یک اکتاو (فاصله هشتم) وسعت دارند. یعنی بین دو نت، بیش از هشت پلهٔ اصلی (با احتساب خود نتها) فاصله نیست. گوش ما این فاصلهها را بهعنوان واحدهای بنیادین و اولیه موسیقی میشناسد. تمام فاصلههایی که تا به اینجا دربارهشان صحبت کردیم (مثل دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم) در این دسته قرار میگیرند. در واقع، فاصلههای ساده زیربنای تمام آکوردها و گامهای اصلی هستند.
فاصله مرکب
وقتی فاصله بین دو نت از یک اکتاو (۸ نت) فراتر برود، به آن فاصله مرکب یا ترکیبی میگویند. نامگذاری این فاصلهها با اعداد بزرگتر از ۸ انجام میشود (مثل نهم، یازدهم، سیزدهم). منطق این فاصلهها بسیار ساده است: یک فاصله ساده + یک یا چند اکتاو.
برای مثال، اگر شما نت «دو» را داشته باشید و بهجای «ر» بلافاصله بعد از آن، به سراغ «ر» در یک اکتاو بالاتر بروید، فاصله شما «نهم» نامیده میشود.
- فرمول ساده: برای پیداکردن معادل سادهٔ یک فاصله ترکیبی، کافی است عدد ۷ را از آن کم کنید. (مثلاً: ۲=۷-۹، پس فاصله نهم همان فاصله دوم است که یک اکتاو کشیدهتر شده است).

۳. انواع فاصله از نظر کیفیت
این دستهبندی در واقع به احساس و روانشناسی صدا مربوط میشود. در موسیقی، هر فاصلهای یک رنگ خاص دارد. بعضیها به ما حس آرامش میدهند و بعضیها حس اضطراب. در اینجا این دو گروه را به زبانی ساده بررسی میکنیم:
فاصلههای مطبوع
این فاصلهها صداهایی هستند که از نظر فیزیکی و شنیداری، با هم سازگار و همنشین هستند و وقتی همزمان شنیده میشوند، حسی از آرامش، ثبات و پایان را به شنونده منتقل میکنند.
این گروه خود به دو بخش تقسیم میشود: مطبوع کامل که صدای بسیار صاف و پایداری دارند (مثل اول، پنجم و هشتم درست) و در مقابل، مطبوع ناقص به فاصلههایی گفته میشود که همچنان خوشایند هستند اما کمی تنوع و رنگ صوتی بیشتری دارند. فاصلههای سوم و ششم در این دسته قرار میگیرند. این فاصلهها نه آنقدر ثابت و بیحرکت هستند که موسیقی را خشک کنند و نه آنقدر ناپایدار که گوش را آزار دهند.
فاصلههای نامطبوع
این فاصلهها صداهایی هستند که با هم درگیری و اصطکاک دارند و در گوش ما نوعی تنش، ناآرامی یا خشونت ایجاد میکنند. نتها در این فاصلهها (مثل دومها، هفتمها و تمام فاصلههای افزوده و کاسته) انگار میخواهند از هم فرار کنند یا به یک نت آرامتر برسند. هدف از وجود این فاصلهها ایجاد هیجان و انتظار در موسیقی است. درست مثل یک گره در داستان که باید باز شود، گوش ما بعد از شنیدن یک فاصله نامطبوع، تشنهٔ شنیدن یک فاصله مطبوع است تا آن حس ناآرامی تخلیه شود.
۴. فاصله دیاتونیک و کروماتیک
در موسیقی، فاصلهها را میتوان از یک نگاه دیگر هم بررسی کرد. یکی از این تقسیمبندیها «دیاتونیک» و «کروماتیک» است. برای فهم ساده این دو مفهوم، کافی است به این فکر کنیم که آیا نتها داخل یک گام مشخص قرار دارند یا نه.
فاصله دیاتونیک فاصلهای است که هر دو نت آن در یک گام طبیعی حضور دارند. یعنی اگر گام دو ماژور را در نظر بگیریم که شامل دو، ر، می، فا، سل، لا، سی است، فاصله بین دو تا می یا فا تا لا یک فاصله دیاتونیک به شمار میآید، چون هر دو نت داخل همان گام قرار دارند و از نتهای اصلی آن استفاده میکنند.
فاصله کروماتیک زمانی شکل میگیرد که یکی از نتها با دیز یا بمل تغییر پیدا کند و از حالت اصلی گام خارج شود. برای مثال، فاصله بین دو تا دو دیز یا می تا می بمل یک فاصله کروماتیک محسوب میشود، چون یکی از نتها با نیمپرده تغییر کرده و دیگر جزو نتهای ساده گام نیست.
به بیان ساده، اگر فاصله بین نتهای طبیعی یک گام باشد آن را دیاتونیک مینامیم، اما اگر با تغییر نیمپرده و استفاده از دیز یا بمل ساخته شود آن را کروماتیک میگوییم.
معکوس فاصلهها
در تئوری موسیقی، معکوس فاصله یعنی جابهجاکردن جای دو نت یک فاصله. به بیان ساده، اگر نت پایین را یک اکتاو بالا ببریم یا نت بالا را یک اکتاو پایین بیاوریم، فاصله شکل تازهای پیدا میکند که به آن معکوس میگویند. این مفهوم کمک میکند رابطه میان فاصلهها را عمیقتر درک کنیم.
برای مثال، فاصله بین «دو» تا «می» یکسوم است. اگر «دو» را یک اکتاو بالاتر ببریم، حالا ترتیب نتها عوض میشود و فاصله جدید بین «می» تا «دو» بالا شکل میگیرد که «ششم» نام دارد؛ بنابراین سوم با ششم معکوس یکدیگر هستند.
در معکوس فاصلهها یک قانون ساده وجود دارد. وقتی عدد دو فاصله معکوس را با هم جمع کنیم، نتیجه همیشه عدد ۹ میشود. اول با هشتم، دوم با هفتم، سوم با ششم، چهارم با پنجم
کیفیت فاصلهها هم در معکوس تغییر میکند. فاصله بزرگ به کوچک تبدیل میشود و فاصله کوچک به بزرگ تغییر میکند. فاصله افزوده به کاسته تبدیل میشود و فاصله کاسته به افزوده تغییر میکند. اما فاصله درست در حالت معکوس همچنان درست باقی میماند.
تشخیص فاصله با گوش
تشخیص فاصله با گوش یعنی بتوانیم فقط با شنیدن دو نت، نوع فاصله میان آنها را تشخیص دهیم. این مهارت بخشی از «سلفژ» و «پرورش شنوایی» به شمار میآید و به نوازنده کمک میکند ملودیها را دقیقتر اجرا کند و آکوردها را بهتر درک کند. با تمرین منظم، گوش بهتدریج به تفاوت ظریف میان فاصلهها عادت پیدا میکند.
برای شروع، بهتر است فاصلهها را با حالوهوای شنیداری آنها بشناسیم. هر فاصله حس مشخصی ایجاد میکند و همین حس به تشخیص کمک میکند.
روش پیوند با ملودیهای آشنا: سادهترین راه برای تشخیص فاصلهها این است که ابتدای ملودیهای معروفی که در ذهن دارید را بهعنوان خطکش انتخاب کنید. مثلاً وقتی دو نت را میشنوید که شبیه شروع آهنگ تولدت مبارک است، گوش شما بلافاصله تشخیص میدهد که این یک فاصله «دوم بزرگ» است. یا اگر فاصله دو نت شبیه شروع تمِ فیلم لاو استوری باشد، آن را بهعنوان «سوم کوچک» میشناسید. با این روش، شما بهجای حفظکردن فرکانسهای خشک، به حافظه موسیقایی خود تکیه میکنید و هر فاصله برایتان یک تصویر صوتی پیدا میکند.
توجه به احساس و کیفیت صدا: راه دوم این است که به شخصیت یا همان حسِ فاصله دقت کنید. فاصلههای مطبوع مثل پنجم درست، صدایی بسیار صاف، خالی و شبیه به صدای بوق کشتی یا شیپور دارند و حس اطمینان میدهند. در مقابل، فاصلههای نامطبوع مثل دوم کوچک یا هفتم بزرگ، صدایی گزنده و پر از تنش دارند. با تمرین مداوم، گوش شما یاد میگیرد که مثلاً فاصله «چهارم افزوده» را از روی لرزش خاص و حس دلهرهآوری که ایجاد میکند (شبیه آژیر خطر)، حتی بدون یادآوری آهنگ خاصی تشخیص دهد.
کاربرد فاصلهها در ملودی
هر ملودی در واقع از حرکت میان نتها ساخته میشود و این حرکت همان فاصلهها را شکل میدهد. نوع فاصلهای که میان دو نت قرار میگیرد، حالوهوای جمله موسیقایی را تعیین میکند و باعث میشود ملودی آرام، پرهیجان، غمگین یا باشکوه شنیده شود.
در ملودیهایی که بیشتر از فاصلههای دوم استفاده میکنند، حرکت نرم و پیوسته شنیده میشود. این نوع حرکت را پلهای مینامند و معمولاً گوش آن را روان و طبیعی درک میکند. در مقابل، وقتی ملودی با فاصلههای بزرگتر مثل چهارم، پنجم یا ششم حرکت میکند، حالت پرشدار و هیجانانگیزتری پیدا میکند و توجه شنونده را بیشتر جلب میکند.
فاصله سوم نقش مهمی در تعیین حس ملودی دارد. سوم بزرگ فضای روشنتر ایجاد میکند و سوم کوچک رنگی احساسیتر به ملودی میدهد. فاصله پنجم و هشتم حس استحکام و ایستایی به جمله میبخشد و اغلب در نقاط پایانی ملودی استفاده میشود تا حس پایان و آرامش منتقل شود.
نقش فاصله در هارمونی و آکورد
وقتی چند نت بهصورت همزمان نواخته میشوند، رابطه میان آنها با فاصلهها تعریف میشود. نوع فاصلههایی که کنار هم قرار میگیرند مشخص میکند آکورد چه حالوهوایی داشته باشد و چه میزان تنش یا آرامش منتقل کند.
هر آکورد در سادهترین حالت با رویهم قرارگرفتن فاصلههای سوم ساخته میشود. برای نمونه، اگر از نت «دو» شروع کنیم و یکسوم بالاتر «می» را قرار دهیم و سپس یکسوم دیگر بالاتر «سل» را اضافه کنیم، آکورد دو ماژور شکل میگیرد. در این ساختار، فاصلههای سوم نقش اصلی را ایفا میکنند و کیفیت بزرگ یا کوچک بودن آنها تعیین میکند آکورد ماژور باشد یا مینور.
فاصله پنجم درست در بیشتر آکوردها حضور دارد و حس استحکام ایجاد میکند. در مقابل، فاصلههایی مانند هفتم کوچک یا فاصلههای کاسته و افزوده تنش بیشتری وارد هارمونی میکنند و تمایل به حلشدن دارند. همین کشش و رهایی، حرکت هارمونیک را شکل میدهد و به موسیقی پویایی میبخشد.
درک نقش فاصلهها در هارمونی کمک میکند ساختار آکوردها روشنتر دیده شود و روند تغییر آنها در یک قطعه بهتر تحلیل شود. هرچه شناخت فاصلهها دقیقتر باشد، فهم آکوردسازی و تنظیم موسیقی عمیقتر پیش میرود.
جمعبندی
در این مقاله ابتدا تلاش کردیم مفهوم فاصله در موسیقی را به زبان ساده توضیح دهیم و با مثالهای کاربردی آن را روشن کنیم. سپس به سراغ واحد اندازهگیری فاصله رفتیم و با پرده و نیمپرده آشنا شدیم. در ادامه، نامگذاری فاصلهها مانند بزرگ، کوچک و درست را بررسی کردیم و تفاوت آنها را شناختیم. بعد از آن فاصلههای افزوده و کاسته، دیاتونیک و کروماتیک و همچنین معکوس فاصلهها را با هم مرور کردیم تا تصویر کاملتری از این مبحث شکل بگیرد. در بخشهای پایانی نیز نقش فاصلهها در ملودی، هارمونی و آکورد را بررسی کردیم تا درکمان از تئوری موسیقی کاملتر شود.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. اگر اینطور بوده و محتوای آن به یادگیری شما کمک کرده است، حتماً آن را با دوستان، آشنایان و تمام کسانی که میدانید این مقاله به دردشان میخورد به اشتراک بگذارید. همچنین اگر تجربه یا سؤالی در زمینه یادگیری فاصلهها دارید، خوشحال میشویم آن را در بخش نظرات با ما و تمام کسانی که این مقاله را میخوانند به اشتراک بگذارید. در نهایت از شما بابت اینکه تا انتهای این مطلب همراه ما بودید، صمیمانه ممنونیم.



