×

بیوگرافی شوپن

فریدریک شوپن (به انگلیسی: Fryderyk Chopin) یکی از مهم‌ترین آهنگ‌سازان تاریخ موسیقی کلاسیک و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های دوره رمانتیک به شمار می‌رود. او در طول زندگی کوتاه ۳۹ ساله‌اش تقریباً تمام توان هنری‌اش را به پیانو اختصاص داد و در همین زمان اندک، زبان تازه‌ای برای موسیقی ساخت. شوپن نه مانند بتهوون سمفونی‌های بزرگ و ماندگار نوشت، نه مانند واگنر به اپراهای طولانی پرداخت و نه مانند برلیوز به ارکستر گسترده تکیه کرد؛ بااین‌حال، بسیاری از آثار او امروز در شمار مهم‌ترین قطعات تاریخ پیانو قرار دارند.

در این مقاله تلاش می‌کنیم مسیر کامل زندگی او را، از دهکده‌ای کوچک در نزدیکی ورشو تا سالن‌های اشرافی پاریس و سرانجام بستر مرگ در قلب فرانسه، همراه با بررسی آثار و سبک آهنگ‌سازی‌اش، به طور کامل روایت کنیم. پس تا انتهای این مطلب با مجله سازکالا همراه باشید.

در وبسایت ویکی‌پدیا درمورد دوره رمانتیک اینگونه نوشته شده است:

موسیقی دوره رمانتیک به موسیقی دوره‌ای از موسیقی کلاسیک غربی گفته می‌شود که از اوایل سده نوزدهم میلادی آغاز گشت. این موسیقی به نهضت رمانتیک مربوط است. این سبک از نظر زمانی پس از دوره کلاسیک و تا حدی در تقابل با آن ظاهر شد.

هنرمندان رمانتیک بیشتر به احساسات و عوالم شخصی و درونی خود توجه داشتند. آن‌ها دنیای خیال و رؤیا، افسانه‌های کهن، سرزمین‌های دوردست و ناآشنا و هم چنین اسرار و خیالاتی را که از زندگی عادی و روزمره فاصله داشت هدف اصلی آثارشان قرار می‌دادند، برخلاف آثار کلاسیک‌ها که در آن عقل، منطق و استدلال بر احساسات و عواطف غلبه دارد، آثار هنرمندان رمانتیک سرشار از احساسات و عواطف انسانی است.

شناسنامه فردریک شوپن

مشخصاتاطلاعات
نام کاملفردریک فرانسوا شوپن
نام لهستانیFryderyk Franciszek Chopin
تاریخ تولد۱ مارس ۱۸۱۰، طبق گفته خود شوپن و خانواده
تاریخ ثبت‌شده در سند تعمید۲۲ فوریه ۱۸۱۰
محل تولدژلاژووا وولا، نزدیک ورشو
پدرنیکولای شوپن 
مادریوستینا کژیزانوفسکا
ملیتلهستانی با پدر فرانسوی
دوره موسیقیرمانتیک
ساز اصلیپیانو
استاد پیانو در کودکیوویچخ ژیونی 
استاد آهنگ‌سازییوزف السنر
محل اقامت اصلی در بزرگسالیپاریس
شریک عاطفی مشهورژرژ ساند
تاریخ درگذشت۱۷ اکتبر ۱۸۴۹
محل درگذشتپاریس
محل دفن بدنگورستان پر – لاشز، پاریس
محل نگهداری قلبکلیسای صلیب مقدس، ورشو

تولد و ریشه‌های خانوادگی شوپن

فردریک شوپن در دهکدهٔ کوچک ژلاژووا وولا، نزدیک ورشو، به دنیا آمد. تاریخ دقیق تولدش همواره محل بحث بوده است؛ در گواهی تعمید ۲۲ فوریه ۱۸۱۰ ثبت شده، اما خانواده و خود او همیشه اول مارس را جشن می‌گرفتند، تاریخی که اغلب زندگی‌نامه‌نویسان امروز نیز می‌پذیرند. چند ماه بعد، خانواده به ورشو نقل‌مکان کرد، جایی که پدرش به‌عنوان دبیر زبان فرانسه در دبیرستان ورشو مشغول به کار شد و خانواده در ساختمان همان مدرسه سکنی گزید؛ همین محیط از همان کودکی، شوپن را در فضایی فرهیخته و هنری پرورش داد.

پدرش، نیکولای شوپن، مردی فرانسوی بود که در جوانی به لهستان مهاجرت کرد و آن را وطن دوم خود ساخت. او در املاک کنتس یوستینا اسکاربک به تدریس زبان فرانسه مشغول شد و در همان‌جا با یوستینا کژیژانوفسکا، از خانواده‌ای اصیل اما تنگدست لهستانی، آشنا و در سال ۱۸۰۶ با او ازدواج کرد. فردریک تنها پسر خانواده و دومین فرزند از میان چهار فرزند بود؛ پیوندش با خواهر بزرگ‌ترش لودویکا تا پایان عمر عمیق و صمیمانه باقی ماند، اما خواهر کوچک‌ترش امیلیا در سال ۱۸۲۷، در نوجوانی، بر اثر سل درگذشت و ضربه‌ای سنگین بر خانواده وارد کرد.

محل تولد شوپن

کودکی و نخستین جرقه‌های نبوغ

استعداد موسیقایی فردریک از همان کودکی خودنمایی کرد. مادرش پیانو می‌نواخت و گفته می‌شود واکنش او به موسیقی، نخستین نشانه‌های این حساسیت را آشکار ساخت. آموزش رسمی پیانواش زیر نظر وویچخ ژیونی از ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ ادامه یافت و او خیلی زود از استادش پیشی گرفت، هرچند همیشه با احترام از او یاد می‌کرد. پیش از هفت‌سالگی، نخستین آثارش، دو پولونز در سل مینور و سی‌بمل ماژور را نوشت که یکی از آن‌ها در نشریه‌ای موسیقایی در ورشو منتشر شد و چنان توجهی برانگیخت که او را «موتسارت دوم» لقب دادند و به چهره‌ای شناخته‌شده در سالن‌های اشرافی ورشو بدل شد.

خانواده در کنار موسیقی به تحصیلات عمومی او نیز اهمیت می‌داد؛ فردریک در دبیرستان ورشو، همان مدرسه‌ای که پدرش در آن تدریس می‌کرد، ثبت‌نام شد و در کنار دروس رسمی، فرانسه، ادبیات و تاریخ را نیز آموخت. این تحصیلات چندجانبه، همراه با فضای ادبی خانه، شخصیتی فرهیخته از او ساخت که در نامه‌ها و یادداشت‌های بعدی‌اش کاملاً مشهود است.

تحصیل موسیقی رسمی فردریک شوپن 

در کنار وویچخ ژیونی، ویلهلم ووُرفل نیز شیوه نواختن ارگ و پیانو را به شوپن آموخت، اما مرحله تعیین‌کننده آموزشش از پاییز ۱۸۲۶ با شاگردی نزد یوزف السنر، مدیر کنسرواتوار ورشو، آغاز شد. السنر برخلاف استادان محافظه‌کار زمانه، استعداد نامتعارف شوپن را به رسمیت شناخت و به او اجازه داد مسیر شخصی خود را در آهنگ‌سازی بیابد؛ به باور او، نبوغ شوپن نیازمند آزادی بود، نه محدودیت. شوپن در همین دوران آثار مهمی چون روندو در دو مینور نوشت و نخستین تمرین‌های جدی سونات را آغاز کرد. اجرای نیکولو پاگانینی در ورشو (۱۸۲۹) نیز بر نگاه او به مهارت فنی و بیان احساسی تأثیر گذاشت. در همین سال‌ها دو کنسرتوی پیانو را نوشت؛ گرچه به دلیل ترتیب انتشار، اثری که امروز کنسرتوی شماره یک نامیده می‌شود، در واقع دومین اثری بود که آهنگ‌سازی کرد. 

شوپن و موسیقی لهستان

اگر بخواهیم فقط یک عنصر را به‌عنوان یکی از پایه‌های هویت موسیقی شوپن معرفی کنیم، باید به لهستان اشاره کنیم. شوپن از موسیقی محلی کشورش استفاده مستقیم و ساده‌ای نکرد و آن را صرفاً به شکل ملودی‌های فولکلور وارد آثارش نکرد. او ریتم‌ها، لهجه‌های موسیقایی و ویژگی‌های ملودیک موسیقی لهستان را گرفت و آن‌ها را به زبان شخصی خودش تبدیل کرد. این موضوع به‌خصوص در مازورکاها و پولونزها آشکار می‌شود.

مازورکاهای شوپن فقط قطعات رقص نیستند و در بسیاری از آن‌ها احساس دلتنگی، شوخ‌طبعی، اندوه و غرور ملی دیده می‌شود. پولونزها نیز حالتی باشکوه‌تر دارند و در بسیاری از آن‌ها روح ملی لهستان حضور پررنگی پیدا می‌کند. به همین دلیل، شوپن در تاریخ موسیقی لهستان جایگاهی فراتر از یک آهنگ‌ساز بزرگ دارد و به یکی از نمادهای فرهنگی این کشور تبدیل می‌شود.

نخستین سفرها و ترک لهستان

شوپن پس از چند سفر موفق به وین در ۱۸۲۹ و ۱۸۳۰ به این نتیجه رسید که باید آینده هنری‌اش را فراتر از لهستان دنبال کند و در اول نوامبر ۱۸۳۰ همراه دوستش تیتوس ووُیچیخوفسکی، بدون آنکه بداند دیگر هرگز بازنمی‌گردد، ورشو را به مقصد وین ترک کرد. چند هفته بعد خبر قیام نوامبر علیه روسیه تزاری به او رسید؛ او می‌خواست بازگردد و بجنگد، اما دوستانش قانعش کردند خدمتش به لهستان از طریق هنر مؤثرتر است. سرکوب قیام و اشغال ورشو عملاً راه بازگشت را بست، ضربه‌ای که تأثیرش را می‌توان در اتود «انقلابی» (اپوس ۱۰ شماره ۱۲) شنید. شوپن دیگر هرگز به لهستان بازنگشت و تا پایان عمر خود را مهاجری می‌دانست که وطنش را ازدست‌داده، احساسی که هم در نامه‌ها و هم در موسیقی‌اش باقی ماند. 

ورود به پاریس و آغاز زندگی تازه

شوپن پس از هشت ماه اقامت در وین، در سال ۱۸۳۱ به پاریس رفت و این شهر به‌سرعت پایگاه اصلی زندگی هنری‌اش شد؛ هم به دلیل جامعه بزرگ مهاجران لهستانی و هم فضای پویای فرهنگی‌اش. نخستین کنسرت رسمی او در پاریس (۱۸۳۲) با کمک فردریک کالکبرنر برگزار شد و اگرچه از نظر مالی موفق نبود، توجه محافل هنری را جلب کرد و به آشنایی او با چهره‌هایی چون فرانتس لیست، برلیوز، بلینی و مایربر انجامید؛ رابطه‌اش با لیست به‌ویژه بر پایه احترام متقابل عمیق بود.

 شوپن به‌جای اجرای کنسرت‌های عمومی که آن‌ها را خسته‌کننده می‌دانست، تدریس خصوصی به خانواده‌های اشرافی و اجرا در سالن‌های خصوصی را برگزید؛ شیوه‌ای که هرچند شهرت عمومی‌اش را محدودتر از لیست کرد، درآمدی پایدار و فضایی آرام برای کار فراهم آورد و طی دهه ۱۸۳۰ شهرتش را به‌عنوان آهنگ‌ساز و معلم پیانو در پاریس پیوسته افزایش داد. 

شیوه نوازندگی و تدریس 

شیوه اجرای شوپن با آنچه در آن دوران رایج بود تفاوت چشمگیری داشت. درحالی‌که بسیاری از پیانیست‌های هم‌عصرش، از جمله لیست، به اجراهای پرشور و نمایشی با صدای بلند شهرت داشتند، شوپن به ظرافت، رنگ‌آمیزی صدا و انعطاف در استفاده از روبایو، یعنی کش‌وقوس دادن ظریف به‌سرعت اجرا بدون ازدست‌دادن نظم زیربنایی ریتم، معروف بود. شاگردانش گزارش داده‌اند که او تأکید زیادی بر آزادی مچ و بازو و همچنین انگشت‌گذاری غیرمتعارف داشت که امکان بیان موسیقایی دقیق‌تری فراهم می‌کرد.

شوپن معلمی سخت‌گیر اما دلسوز بود. او در طول حرفه‌اش صدها شاگرد، عمدتاً از خانواده‌های اشرافی، تربیت کرد و بخش بزرگی از درآمد او از همین راه تأمین می‌شد. او همواره اصرار داشت که موسیقی باید با گوش و احساس نواخته شود، نه صرفاً با تکنیک مکانیکی و همین باور در سراسر آثار آموزشی‌اش، از جمله اتودهایش، به چشم می‌خورد.

آشنایی با ژرژ ساند

شوپن در سال ۱۸۳۶ با اورور دودوان، نویسنده‌ای که با نام مستعار ژرژ ساند شهرت داشت، آشنا شد؛ زنی مستقل و بحث‌برانگیز، شش سال بزرگ‌تر از او که سبک زندگی‌اش با هنجارهای محافظه‌کارانه آن دوران در تضاد بود. این آشنایی در تابستان ۱۸۳۸ به پیوندی عاشقانه بدل شد که نزدیک به نُه سال دوام آورد. پاییز همان سال، آن دو به همراه فرزندان ساند راهی جزیره مایورکا شدند، سفری که قرار بود آرام باشد؛ اما به دلیل هوای سرد و بیماری شوپن، به تجربه‌ای طاقت‌فرسا در صومعه‌ای متروکه در والدمسا بدل شد. بااین‌حال، شوپن در همان شرایط دشوار مجموعه بیست‌وچهار پرلود اپوس ۲۸، بالاد شماره ۲ و اسکرزو شماره ۳ را تکمیل کرد؛ آثاری که امروز از شاهکارهای موسیقی رمانتیک به شمار می‌روند. ساند بعدها این سفر را در کتاب «زمستانی در مایورکا» روایت کرد. 

رابطه نه ساله شوپن و ساند در اواخر دهه ۱۸۴۰، عمدتاً به‌دلیل کشمکش‌های خانوادگی میان ساند و فرزندانش، به‌تدریج تیره و سرانجام در سال ۱۸۴۷ تمام شد. روایت‌ها درباره چگونگی این جدایی متفاوت است، اما آنچه مسلم است ضربه سنگینی است که بر روحیه و سلامت رو به افول شوپن وارد کرد.

سال‌های نوهان؛ اوج خلاقیت شوپن

بهار سال ۱۸۳۹، شوپن و ساند به مارسی رسیدند و شوپن به لطف مراقبت پزشکی مناسب، اندکی بهبود یافت. تابستان همان سال را در نوهان، ملک روستایی ژرژ ساند در نزدیک صد و هشتاد میل جنوب پاریس، گذراندند. سال‌های پس از بازگشت از مایورکا، به‌ویژه تابستان‌های متعددی که در نوهان سپری شد، پربارترین و شاید آرام‌ترین دوران زندگی شوپن بودند. در فضای آرام روستایی نوهان، دور از فشارهای اجتماعی پاریس، شوپن با نظمی منظم به آهنگ‌سازی می‌پرداخت و مجموعه‌ای درخشان از شاهکارهایش را در همین سال‌ها آفرید.

در طول دهه ۱۸۴۰، باوجود فراز و نشیب‌های عاطفی و بیماری‌های عودکننده، شوپن آثار برجسته‌ای نوشت، از جمله بالادهای لابمول ماژور (اپوس ۴۷) و فا مینور (اپوس ۵۲)، مجموعه بزرگی از مازورکاها، دو مجموعه شرزو، فانتزی در فا مینور و بسیاری از نوکترن‌های متأخرش. او در طول سال، غالباً زمستان‌ها را در پاریس برای تدریس و اجراهای خصوصی می‌گذراند و تابستان‌ها به نوهان می‌رفت تا در آرامش بیشتری بنویسد.

بیماری، مرگ و تشییع‌جنازه

شوپن از نوجوانی سلامت خوبی نداشت و بارها دچار دوره‌های شدید بیماری تنفسی می‌شد؛ گواهی رسمی مرگش سل ریوی را علت درگذشت ثبت کرد، هرچند پژوهشگران بعدها فرضیه‌های دیگری نیز مطرح کردند. او سرانجام در هفدهم اکتبر ۱۸۴۹، در سی‌ونه‌سالگی، در آپارتمانش در میدان وندوم پاریس درگذشت، درحالی‌که خواهرش لودویکا و چند تن از نزدیک‌ترین دوستانش در کنارش بودند؛ به وصیت خودش، در مراسم خاک‌سپاری‌اش رکوئیم موتسارت و مارش عزای سونات دومش اجرا شد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد. به درخواستش، قلبش از بدن جدا و توسط لودویکا به لهستان برده شد و امروز در ستونی در کلیسای صلیب مقدس ورشو نگهداری می‌شود، نمادی از پیوند همیشگی این آهنگ‌ساز با میهنی که هرگز به آن بازنگشت.

فهرست مهم‌ترین آثار Fryderyk Chopin

بخش اصلی میراث فریدریک شوپن به موسیقی پیانو اختصاص دارد. او در قالب‌هایی مانند اتود، نوکتورن، پرلود، بالاد، اسکرزو، مازورکا، پولونز، والس و سونات آثار ماندگاری خلق کرد.

۱. کنسرتوهای پیانو

شوپن دو کنسرتوی مشهور برای پیانو و ارکستر دارد:

  • کنسرتو پیانو شماره ۱ در می مینور، اپوس ۱۱
  • کنسرتو پیانو شماره ۲ در فا مینور، اپوس ۲۱

۲. اتودها

شوپن ۲۴ اتود در دو مجموعه اپوس ۱۰ و ۲۵ نوشت که بسیاری از آن‌ها امروزه در شمار شاهکارهای پیانو قرار دارند. از مشهورترین آن‌ها می‌توان به «اتود انقلابی» و «Tristesse» اشاره کرد.

۳. نوکتورن‌ها

شوپن نوکتورن را به یکی از مهم‌ترین قالب‌های بیان عاطفی در موسیقی پیانو تبدیل کرد. مجموعه‌های اپوس ۹، ۱۵، ۲۷، ۳۲، ۳۷، ۴۸، ۵۵ و ۶۲ از مهم‌ترین نوکتورن‌های او هستند. نوکتورن شماره ۲ در می‌بمل ماژور، اپوس ۹ شماره ۲، شهرت جهانی دارد.

۴. پرلودها

مجموعه ۲۴ پرلود اپوس ۲۸ از مهم‌ترین آثار شوپن است که تمام گام‌های ماژور و مینور را در بر می‌گیرد. پرلود شماره ۱۵، معروف به «قطره باران»، از مشهورترین قطعات این مجموعه است.

۵. بالادها

شوپن چهار بالاد برای پیانو نوشت:

  1. بالاد شماره ۱ در سل مینور، اپوس ۲۳
  2. بالاد شماره ۲ در فا ماژور، اپوس ۳۸
  3. بالاد شماره ۳ در لا بمل ماژور، اپوس ۴۷
  4. بالاد شماره ۴ در فا مینور، اپوس ۵۲

بالاد شماره ۱ یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار او محسوب می‌شود.

۶. اسکرزوها

چهار اسکرزوی شوپن شامل اپوس‌های ۲۰، ۳۱، ۳۹ و ۵۴ هستند. او در این آثار قالب سنتی اسکرزو را گسترش داد و به آن ابعادی جدی و نمایشی بخشید.

۷. مازورکاها

مازورکاهای شوپن ارتباط عمیقی بافرهنگ و موسیقی محلی لهستان دارند. مجموعه‌های اپوس ۶، ۷، ۱۷، ۲۴، ۳۰، ۳۳، ۴۱، ۵۰، ۵۶، ۵۹، ۶۷ و ۶۸ بخش مهمی از این آثار را تشکیل می‌دهند.

۸. پولونزها

پولونز یکی از مهم‌ترین قالب‌های ملی در آثار شوپن است. از مشهورترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پولونز قهرمانانه در لا بمل ماژور، اپوس ۵۳
  • پولونز در لا ماژور، اپوس ۴۰ شماره ۱
  • پولونز فانتزی در لا بمل ماژور، اپوس ۶۱
  • پولونز در فا دیز مینور، اپوس ۴۴

۹. والس‌ها

شوپن والس‌های متعددی نوشت که بسیاری از آن‌ها در رپرتوار اصلی پیانو قرار دارند. «والس دقیقه‌ای» در ر بمل ماژور، اپوس ۶۴ شماره ۱، والس در دو دیز مینور، اپوس ۶۴ شماره ۲ و والس در می بمل ماژور، اپوس ۱۸ از مشهورترین آن‌ها هستند.

۱۰. سونات‌ها

شوپن سه سونات مهم برای پیانو نوشت:

  • سونات شماره ۱ در دو مینور، اپوس ۴
  • سونات شماره ۲ در سی بمل مینور، اپوس ۳۵
  • سونات شماره ۳ در سی مینور، اپوس ۵۸

سونات شماره ۲ به دلیل موومان مشهور «مارش تشییع‌جنازه» شهرت ویژه‌ای دارد.

۱۱. فانتزی، بارکارول و برسوئز

از دیگر آثار مهم شوپن می‌توان به فانتزی در فا مینور، اپوس ۴۹، فانتزی – ایمپرامپتو، اپوس ۶۶، بارکارول در فا دیز ماژور، اپوس ۶۰ و برسوئز در ر بمل ماژور، اپوس ۵۷ اشاره کرد.

۱۲. ایمپرامپتوها

شوپن چهار ایمپرامپتوی مشهور دارد. فانتزی – ایمپرامپتو در دو دیز مینور، اپوس ۶۶، شناخته‌شده‌ترین اثر این گروه است که پس از مرگ شوپن منتشر شد.

۱۳. روندوها

از مهم‌ترین روندوهای شوپن می‌توان به روندو در دو مینور، اپوس ۱، روندو در فا ماژور، اپوس ۵، روندو «à la Krakowiak»، اپوس ۱۴ و روندو در می بمل ماژور، اپوس ۱۶ اشاره کرد.

۱۴. آثار مجلسی

شوپن چند اثر برای پیانو و سازهای دیگر نیز نوشت. سونات ویولن‌سل و پیانو در سل مینور، اپوس ۶۵ و Grand Duo Concertant از مهم‌ترین آثار مجلسی او هستند.

معروف‌ترین قطعات شوپن کدام‌اند؟

اگر بخواهیم برای کسی که تازه می‌خواهد موسیقی شوپن را بشناسد یک فهرست شنیداری تهیه کنیم، این آثار انتخاب‌های بسیار خوبی هستند:

  1. Nocturne Op. 9 No. 2
  2. Ballade No. 1 Op. 23
  3. Fantaisie-Impromptu Op. 66
  4. Étude Op. 10 No. 3
  5. Étude Op. 10 No. 12
  6. Étude Op. 25 No. 11
  7. Polonaise Op. 53
  8. Waltz Op. 64 No. 1
  9. Prelude Op. 28 No. 15
  10. Piano Sonata No. 2 Op. 35
  11. Scherzo No. 2 Op. 31
  12. Barcarolle Op. 60

این فهرست تمام آثار مهم شوپن را شامل نمی‌شود و فقط نقطه شروع مناسبی برای آشنایی با زبان موسیقایی او محسوب می‌شود.

سخن پایانی

زندگی فریدریک شوپن روایت هنرمندی است که در جوانی وطنش را ترک کرد و دیگر فرصت بازگشت نیافت؛ در پاریس به شهرت رسید، با بزرگ‌ترین هنرمندان زمانه خود پیوند داشت، از راه تدریس امرارمعاش کرد و رابطه‌ای طولانی و پیچیده با ژرژ ساند تجربه کرد، اما آنچه بیش از همه زندگی‌اش را تعریف می‌کند، مسیری است که در موسیقی پیمود. او پیانو را به زبانی برای بیان ظریف‌ترین احساسات بدل کرد، اتود و نوکتورن را از قالب‌هایی ساده به آثاری عمیق و هنری فراتر برد، مازورکا و پولونز را به نماد هویت لهستانی پیوند زد و مسیر موسیقی رمانتیک را با هارمونی و ملودی‌های خود دگرگون ساخت. شوپن تنها ۳۹ سال زیست، اما آثارش همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از رپرتوار پیانو در جهان‌اند. 

محل نگهداری قلب شوپن
برچسب‌ها : بیوگرافی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *